پس از مرگ او در 1227، در خدمت جانشينش ملك ناصر درآمد و رئيسالاطباي او شد، سرانجام در دمشق مقيم شد، و در 1242، در آن جا از دنيا رفت.
او براي ملك معظم (سلطان دمشق از 1218 تا 1227)، كتاب الادوية المفردة را نوشت و در آن عقايد يكي از همكارانش به نام تاجالدين بلغاري را، كه در رسالهٴ مشابهي بيان شده بود، توصيف كرد.
وي به ويژه در گياهشناسي ممتاز است. به روايت ابن ابي اُصيبِعه، كه در حومهٴ دمشق همراه وي به گردآوري گياهان پرداخته بود، ابن صوري براي كشف و گردآوري گياهان در كوههاي لبنان سفرهاي زيادي كرد. وي نقّاشي را همراه ميبرد تا تصوير رنگي گياهان را در مراحل مختلف رشد، به صورتي هرچه دقيقتر ترسيم كند. به عقيدهٴ من اين نخستين مورد دقيق از چنين تصاويري در آثار عربي است، ولي متأسفانه مفقود شده است. با آثار ديوسكوريدس، جالينوس، و غافقي (نيمهٴ دوم سدهٴ دوازدهم)، كاملاً آشنايي داشت. عجيب است كه ابن بيطار از او ذكري نكرده است.
تيفاشي
شهابالدين ابوالعباس احمدبن يوسف تيفاشي، كانيشناس مسلمان كه در مصر برآمد و در 1253 ـ 1254، وفات يافت.
در حدود 1242، كتاب أزهار اﻷٴفكار في جواهر اﻷحجار را در بيست و پنج فصل نوشت (يك فصل مقدمه و بيست و چهار فصل دربارهٴ بيست و چهار سنگ مختلف). در مورد هر يك از كانيها به ترتيب منشأ، محل پيدايش، كيفيت، خواص و كاربرد، و ارزش تجاري آن را بيان ميكند.
تأليف ديگري از همان نوع به نام مطالع البُدُور في منازل السرور هم بدو، و هم به نويسندهٴ متأخري از نژاد بربر منسوب است كه علاءالدين علي بن عبدالله بهائي غُزولي دمشقي نام داشته و در 1412 ـ 1413، درگذشته است. اين كتاب دربارهٴ جواهر و كاربرد آنها در پنجاه فصل است.
يكي از معروفترين كتابهاي عربي مربوط به آيين عشقورزي به نام نزهة اﻷٴلباب في ما لا يُوْجَدُ في كتابٍ از تأليفات اوست، و دو كتاب ديگر از همان نوع بدو منسوب است: (رجوع الشيخ
إلي صباه في القوي علي الباه؛ رساله في ما يحتاج إليه الرجال و النساء في استعمال الباه مما يضر و ينفع. از قرار معلوم با آثار عربي متقدم در اين زمينه كاملاً آشنايي داشت.
ه. مسلمانان غربي
ابوالعباس نباتي
ابوالعباس احمدبن محمدبن مُفَرًج معروف به نباتي (گياهشناس)، يا ابن روميه (پسر زن يوناني يا مسيحي)، همچنين حافظ (كسي كه حافظ قرآن يا حديث است). گياهشناس مسلمان اسپانيايي، بنابر